عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )

122

اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

و جبرئيل از دست راست [ 59 ] و ميكائيل از دست چپ وي و هفتاد هزار فرشته از پس وي ميآمدند و تسبيح و تقديس حضرت عزّت ميكردند تا آن زمان كه صبح طلوع كرد . وعلقمه روايت مىكند از عبداللّه عبّاس كه وي گفت : در صباح آن شب كه عروسي فاطمه بود ، لرزه‌اي بر اندام فاطمه افتاد . پيغمبر گفت : اي فاطمه ! من تو را به كسي داده‌ام كه سيّد است در دنيا و آخرت . يا فاطمه ! در آن زمان كه ميخواستم كه تو را به علي دهم ، خداي تعالي جبرئيل را بفرمود تا در آسمان چهارم برخاست و فرشتگان صف در صف زدند و جبرئيل خطبه نكاح بخواند و تو را به عليّ داد . بعد از آن خداي تعالي درختان بهشت را امر كرد تا پربار شدند به حلّه‌ها و زيورها . پس امر كرد آن درختان را تا نثار كردند بر فرشتگان از آن حلّه‌ها و زيورها . هر آن كس كه نثار بيشتر گرفته بود از آن ديگر يا بهتر و نيكوتر گرفته بود از آن ديگر فخر مىكند بر او تا روز قيامت . ام‌ّسلمه گفت كه ، فاطمه زهرا فخر آوردي بر زنان و گفتي ، من آنم كه جبرئيل براي من خطبه خواند . و از ابوحنيفه روايت است از ابي الزّبير از جابر كه‌پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود كه : فرشته بر من فرود آمد نام وي محمود . گفتم : از براي چه آمده‌اي ؟ گفت : تا تو نور را به نور دهي . پيغمبر فرمود : كدام نور را به كدام نور دهم ؟ فرشته گفت : فاطمه را به علي دهي ، و اينك جبرئيل در پي من ميآيد با بيست جوق فرشته ؛ و خداي تعالي وحي كرد به درختانِ بستان‌هاي بهشت تا همه پربار شدند به حلّه‌ها و زيورها ، و نثار كردند بر فرشتگان ، و خداي تعالي امر كرد به حوريان و ايشان خود را به انواع زيورها بياراستند و از براي نثار بايستادند . راوي ميگويد : فرشتگان جمع شدند و پيغمبر صلّى الله عليه وآله خطبه بخواند و فاطمه را به عليّ داد . چون فرشتگان پشت گردانيدند و برفتند ، پيغمبر صلى الله عليه وآله نظر كرد به هر دو كتف محمود . بر آن نوشته بود : لااله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه أيّدهُ اللّه بعليّ . [ زير سطور : قوى گردانيد او را خدا به على ]